نظر علي الطالقاني

304

كاشف الأسرار ( فارسى )

است و گاهى مقدّمهء عمل و مطلوب بالعرض ، و مقصود بالذّات عمل است . حال بدان كه هر جا كه علم مقصود بالذّات است كه مراد از اصول دين و عقايد او است ، بر خدا و انبياء و ائمّهء هدى است كه چندان از آيات و احاديث و علامات در ميان مردم پهن و منتشر نمايند كه علم از براى مردم به سهولت حاصل آيد و راه تأويل و تشابه و تعارض بسته گردد و الّا نقض غرض و تكليف ما لا يطاق لازم آيد ، چنانچه در اثبات نبوّت و امامت و وجود و ظهور قائم ( ع ) و حقّيّت رجعت و معاد و قيامت چنين است ؛ و هر جا نه چنين است ، يقين بدان كه تعليم و اعتقاد مردم را نخواسته‌اند ، چنانچه به اشاره بديهى نموديم كه گاهى خلق را به دانستن تربيت نمايند و گاهى به ندانستن . پس تعمّق و تفكّر در اين گونه مطالبى كه بناى خدا و مقرّبان بارگاه به ابهام و خفاى او است و جز آيات متشابه و احاديث متعارض به دست مردم نداده‌اند ، مثل كيفيّت علم ائمّه ( ع ) و مانند خصوصيّات سؤال و فشار قبر و عالم برزخ و حساب و ميزان و صراط و بهشت و دوزخ و غير آن ، همانا مقابل بساط خدا بساط چيدن است و آنچه خدا مصلحت ديده و از براى او راضى شده آن را مصلحت ندانستن و به رضاى خدا راضى نشدن است . و به جهت اين است كه در آيات بسيار و اخبار بىشمار به اين اشعار و اظهار نموده‌اند ، مثل : فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ ما أُخْفِيَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْيُنٍ 5 ( الم سجده ) ، يعنى پس نمىداند كسى آنچه پنهان و ذخيره شده از براى ايشان از روشنى چشمها ؛ و مثل : وَ فِيها ما تَشْتَهِيهِ الْأَنْفُسُ وَ تَلَذُّ الْأَعْيُنُ 6 ( زخرف ) : در بهشت است آنچه خواهش نمايد نفسها و لذّت برد چشمها ؛ و مثل : وَ إِذا رَأَيْتَ ثَمَّ رَأَيْتَ نَعِيماً وَ مُلْكاً كَبِيراً 7 ( دهر ) : و زمانى كه ببينى آنجا را خواهى ديد نعيم و نعمت و پادشاهى و سلطنت بزرگ را ؛ و در احاديث بسيار است كه چشمى نديده و گوشى نشنيده و در خاطرى خطور نكرده و هكذا . و به جهت اين است كه علماء ( قدّس سرهم ) به صداى بلند در كتب فارسى و عربى ندا مىكنند كه اقرار و ايمان و اعتقاد به اصل اين امورات كافى است و علم به تفاصيل اينها ضرور و لازم نيست و در ادعيه و تلقين ميّت و غير تلقين نيز همين قسم ارشاد و هدايت نموده‌اند كه : ( انّ الموت حقّ و سؤال منكر و نكير فى القبر حقّ و البعث حقّ و النّشور حقّ و الميزان حقّ و الجنّة حقّ و النّار حقّ و انّ السّاعة آتية لا ريب فيها و انّ اللّه يبعث من فى القبور ) 8 ؛ و هر چند سؤال از وقت ساعت و قيام قيامت نمودند جواب جز اينكه قُلْ إِنَّما عِلْمُها عِنْدَ اللَّهِ 9 و نحو اين نشنيدند ؛ و آن كه از بيان زمان شيء اباء نمايد چگونه از بيان حقيقت و تفصيل آن اباء ندارد ؟